خرید بک لینک
حالا هی بیا به خواب ما ....

.....

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 2:54

حال اون لحظه ای که بخوای یادم کنی رو ...

با صد تا دنیا عوض نمی کنم ...

...آخه می خوام تو همو حال بمیرم ...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 2:54

زيباترين سخني كه شنيدمسكوت دوست داشتني توبودزيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بودزيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبودزيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود اما تو هرگز نبودی زيباترين هديه عمرم

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 2:54

هنوزم .....

...پر از یاد توام ...

.....چه سال جدید شود .....

چه تمام شود ....

از یاد تو لبریز

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

تمام جغرافیای زمین را انگار ...

به نام تو کرده اند...

که هر جا می روم ...

همه شبیه تواند ....

.....حتی اینجا ...

که همه نقاب بر چهره دارند اما ...

نگاهشان انگار ....چشمان ترا دارد ...

نمی دانم من تو شده ام یا ...

تو شدی همه دنیا ....یا

...همه یا های دنیار را گمان گرده ام اما ...

بدون تو به جایی نرسیده ام ...

....

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

آرامش این روزهای زندگی اش را ....

مدیون انتظاری هست که دیگر ...

از هیچکس نداره ....

....

دلتنگی بی پایان زندگی ام را ...

مدیون عشق بی پایانی هستم که ..

دیگر او را ندارم ...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

عشق بی پایان ...بهارت پراز عطرگل سرخ ...ولبریز از مهربانی

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

شب است ..شهر پر از سکوت ...

دلم نمی خواهد بشکند این بی صدایی ..

...مگر با صدای تو ...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

سیل همه شهرها را فرا گرفته است ...

و با خودش برد هر انچه را که قرار بود بماند ...

و به جا می ماند ویرانه ای ....از او .....

که می برد جانت را ...

دریا چه می داند که آنچه دارد ...

ریشه در ویرانه ها دارد ...

.....

عشق بی پایان ...باران است...

نرو جایی که می برد ...و بر نمی گرداند ...

....باشد؟؟؟

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

زندگی گوشه قلب تو


....بهشت است


بگو ...


رهن مخروبه ترین


گوشه ی قلبت چند است ..

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

وقتى ماه شبم شدی ....بی آنکه بدانم به خانه ات رفتی......آماده شدم که بگویم که اگر بروی تمام من شب می شود .....تو رفتی و سیاهی ها آمدند ..برق چاقو هاشان را دیده بودم؛ آمدند و مراکشتند.اکنون هر غروب چ

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

بعضی ها حواسشون نیست که دیگه ..الان پیر شدند .....فقط احساس جوونی دارند ...هر چند چشماشون نشون می ده که خیلی خسته و کوفته اند اما ..می خوان هر جور شده بگن همه چی آرومه ...ولی خب دیگه آنچه عیان است ..

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:50

صفحه بندی